[ad_1]

او معتقد است که حتی اگر بتوان همه خوشه ها را از همه نورون ها به طور همزمان ثبت کرد ، مغز به صورت جداگانه وجود ندارد: به منظور اتصال صحیح نقاط ، محرک های خارجی که مغز در معرض آنها قرار گرفته و رفتار بدن نیز به هم متصل است. ثبت شود.. و او استدلال کرد که ما نیاز به درک مغز در سطح کلان قبل از تلاش برای رمزگشایی عکسهای هر یک از نورونها داریم.

دیگران نگرانی هایی در مورد تأثیر کنترل متمرکز بر این مناطق داشتند. کورنلیا بارگمن ، متخصص مغز و اعصاب در دانشگاه راکفلر ، نگران بود که تحقیقاتی را که توسط تک تک محققان انجام می شود ، کنار نگذارد. (برگمن به زودی برای رهبری گروه کاری BRAIN Initiative استخدام شد.)

هیچ نظریه واحد و منسجمی در مورد نحوه عملکرد مغز وجود ندارد و همه در این زمینه موافق نیستند که ساختن مغز شبیه سازی شده بهترین راه برای مطالعه آن است.

در حالی که ابتکار ایالات متحده به دنبال راهنمایی دانشمندان برای هدایت آن بود ، پروژه اتحادیه اروپا قطعاً از بالا به پایین بود و مارکرام در راس آن بود. اما همانطور که نوح هاتون در فیلم 2020 خود ثبت کرده است. در سیلیکو، برنامه های بزرگ مارکرام به زودی باز می شود. هاتون به عنوان دانشجوی مغز و اعصاب مأموریت داشت مقالات مارکرام را بخواند و تحت تأثیر پیشنهاد او برای شبیه سازی مغز انسان قرار گرفت. وقتی شروع به ساخت مستند کرد ، تصمیم گرفت در مورد تلاش هایش صحبت کند. او به زودی متوجه شد که سرمایه گذاری چند میلیارد دلاری بیشتر با مبارزه و تغییر اهداف مشخص می شود تا با پیشرفت علمی.

در سیلیکو مارکرام را به عنوان یک رهبر کاریزماتیک نشان می دهد که مجبور بود در مورد آینده علوم عصبی ادعاهای جسورانه ای داشته باشد تا بتواند برای تحقق چشم انداز خاص خود بودجه جذب کند. اما این پروژه از ابتدا با یک مشکل جدی مشکل داشت: هیچ نظریه واحد و منسجمی در مورد نحوه عملکرد مغز وجود ندارد و همه در این زمینه موافق نیستند که ساختن مغز شبیه سازی شده بهترین راه برای مطالعه آن است. طولی نکشید که این تفاوت ها در پروژه اتحادیه اروپا ظاهر شد.

در سال 2014 ، صدها نفر از کارشناسان در سراسر اروپا نامه ای نوشتند و نگرانی های مربوط به نظارت ، مکانیسم های تامین مالی و شفافیت در پروژه مغز انسان را برطرف کردند. محققان بر این باورند که هدف مارکرام زودرس و بسیار محدود است و امکان تأمین بودجه برای محققانی که به دنبال راه های دیگر برای مطالعه مغز هستند را رد می کند.

“چیزی که من را تحت تأثیر قرار داد این بود که اگر موفقیت آمیز بود و روشن می شد و مغز شبیه سازی شده کار می کرد ، چه چیزی یاد گرفتید؟” تری سینوفسکی ، متخصص مغز و اعصاب محاسباتی در موسسه سالک که در کمیته مشاوره BRAIN کار می کرد ، به من گفت. “شبیه سازی به اندازه مغز پیچیده است.”

هیات مدیره پروژه مغز انسان در اوایل سال 2015 به تغییر سازمان و مدیریت خود رای داد و یک هیئت مدیره 22 نفره را جایگزین کمیته اجرایی سه نفره به ریاست مارکرام کرد. کریستوف ابل ، کارآفرین سوئیسی با تجربه در دیپلماسی علمی ، به عنوان مدیرعامل منصوب شد. او می گوید: “وقتی کار را بر عهده گرفتم ، پروژه دچار بحران بود.” مردم آشکارا از خود می پرسیدند که آیا این پروژه به پیش خواهد رفت یا خیر. “

اما چند سال بعد ، او نیز پس از “اختلاف راهبردی” با نهاد میزبان بیرون آمده بود. این پروژه در حال حاضر بر ارائه یک زیرساخت تحقیقاتی جدید محاسباتی برای کمک به دانشمندان عصب شناسی برای ذخیره ، پردازش و تجزیه و تحلیل حجم زیادی از داده ها متمرکز شده است – جمع آوری داده های غیر سیستماتیک در این زمینه یک مشکل است – و توسعه اطلس های سه بعدی مغز و نرم افزار شبیه سازی.

در همین حال ، ابتکار مغز آمریکا تغییرات خاص خود را انجام داده است. در آغاز ، در سال 2014 ، در پاسخ به نگرانی های دانشمندان و تشخیص محدودیت های ممکن ، این امر به یک عملگرایانه تر تبدیل شد و بر توسعه فناوری های تحقیقاتی مغز متمرکز شد.

روز جدید

این تغییرات سرانجام به ثمر نشست – حتی اگر آن چیزی نبود که بنیانگذاران هر یک از پروژه های بزرگ مغز در ابتدا تصور می کردند.

سال گذشته ، پروژه مغز انسان یک نقشه دیجیتالی سه بعدی منتشر کرد که جنبه های مختلف سازماندهی مغز انسان را در سطح میلی متر و میکرومتر ترکیب می کرد. این اساساً Google Earth برای مغز است.

[ad_2]

منبع: unbox-khabar.ir

ایندکسر