[ad_1]

12 اکتبر 2020 – امروز من ناهار را در خارج از منزل در کمبریج با سه نفر از دوستانم ، همکاران 16 ساله خود صرف کردم. من قبلاً ناهارهای بی شماری را با آنها خورده ام: یک بوریتو در سالن متحد ، کاسه های غلات در هر میز پیک نیک در میدان کندال ، سوشی در گلدان ، غذاهای چینی در لابی ساختمان کوچ. این بار کمی متفاوت بود. بعد از ظهر امروز پاییز توانستیم با هم غذا بخوریم زیرا در این هفته همه ما دو بار از نظر covid-19 تست منفی گرفتیم. ما ماسک زده بودیم ، غذا را با یک آپاندیس سفارش دادیم و شش فوت از هم دور نشستیم در حالی که جرعه جرعه ای میل می کردیم و ساندویچ هایمان را می خوردیم.

کلاس 2021 فقط 12 هفته در خوابگاه ها برگزار می شود که از اواخر آگوست تا اواسط نوامبر ادامه دارد. تمام آنچه که من نیاز دارم دوازده هفته است. من تمام بهار و تمام تابستان 3000 مایل MIT را صرف شرکت در کلاسهای مجازی در زیرزمین والدینم در سیاتل کردم. پس از روزهای طولانی و ذوب سخنرانی های ویدئویی و مجموعه های اینترنتی آنلاین ، سرانجام زوم را می بندم و فوراً FaceTime را باز می کنم تا با نسخه پیکسلی دوست دخترم صحبت کنم ، مکالمه ما با اتصال به اینترنت پر ازدحام من چشمک می زند و ناپدید می شود. من نمی خواهم Zoom را برای چند روز ببندم. من یک جلسه را ترک می کردم و به جلسه دیگری می پیوستم ، یک گپ ویدیویی گروهی با دقت برنامه ریزی شده برای دوستانی که در چهار منطقه زمانی مختلف زندگی می کنند. با وجود پیاده روی های مکرر و دوچرخه سواری در بیرون از خانه با خانواده ام ، احساس می کردم مغز درون شیشه است ، ذهنی بدون بدن و زندگی با واسطه صفحه لپ تاپ 13 اینچی ام.

ناهار را با غلاف خوردن
Podmates Ben Koenig ’21، Ellery Rajagopal ’21، Rolando Rodarte ’21 و Alex Meredith ’21 در تراس در طبقه 7 طبقه سیمونز هال.

پیام تصادفی

وقتی هفته های قرنطینه در خانه با پدر و مادر و خواهر و برادر کوچکترم به ماهها کشیده شد ، تمام چیزی که می خواستم این بود که آخرین فرصت حضور شخصی دوستانم باشم ، قبل از پایان کار شش فوت خداحافظی کنم و خداحافظی کنم. برای همیشه در سراسر کشور و جهان پراکنده شوید. ممکن است زمان حضورم در دانشگاه امسال کوتاه باشد ، اما بسیار خوشحالم که فرصتی پیدا کردم. علاوه بر این ، محدودیت های آن زمان احساس شفافیت شدیدی را به من ایجاد می کرد – وقتی ناهار کم است ، نمی توانم دعوت به ناهار را رد کنم.

در پاییز امسال ، پس از گذراندن یک هفته در قرنطینه در آغاز ترم ، MIT به من اجازه داد که یک گروه کوچک متشکل از پنج دوست را بدون فاصله فیزیکی ببینم. در حالی که خوابگاه ما در “تعطیلات بهداشت عمومی” نیست ، ما می توانیم بدون ماسک در اتاق های یکدیگر آویزان شویم و در اتومبیل های یکدیگر سوار شویم. گرسنه برای تماس با افراد هم سن و سال من ، تقریباً هر کاری را با غلاف خود انجام می دهم ، گروهی از دوستانم که در MacGregor با آنها زندگی کردم. ما در این پاییز با هم به سیمونز نقل مکان کردیم و قصد داشتیم خوابگاه های بزرگتر با میزهای اضافی برای کیت های آزمایشگاه خانگی خود تهیه کنیم. ما می خوریم ، دورهای بی وقفه Guitar Hero بازی می کنیم ، در مورد شایستگی ایده های مختلف پروژه در سال 2009 بحث می کنیم ، ما تماشا می کنیم پسر ها و ما کنار هم قرار دادن تمثیل سیاسی او با صحنه های نبرد حماسی ، خونین و دست نیافتنی را شکستیم و همه را با هم انجام می دهیم. فراتر از غلاف من می توانم مجموعه ای p با دوستانم در فضای باز در یک تراس تنظیم کنم و این یک نسخه بزرگتر از بزرگنمایی معمول p ما است. می توانم دوست دختر خود را که اخیراً از دانشگاه MIT فارغ التحصیل شده و در سامرویل زندگی می کند ، برای پیک نیک در یک پارک محلی ببینم. ما باید روی پتوهای جداگانه پیک نیک بنشینیم ، اما شش فوت در مقایسه با 3000 مایل چیزی نیست.

صبح روز دوشنبه ، قبل از ساعت 9:30 صبح مجازی ، با دو نفر از دوستانم به مرکز Z می روم تا قبل از صبحانه از نظر پوستی آزمایش بگیرم. اکنون همه ما در یک برنامه غذایی اجباری هستیم و همه در یک برنامه آزمایش دو هفته ای اجباری هستیم. ما سوراخ های بینی خود را می مالیم و سپس بلغور جو دوسر و تخم مرغ می گیریم تا از مرکز دانشجویی ، جایی که میان وعده ها و ناهارهای ما در روزهای هفته پذیرایی می شود ، خارج شویم و بیرون از خورشید صبح بخوریم. این احساس عادی است و ماههای قرنطینه من در خانه احساس جعلی بودن می کنم.

گاهی اوقات ، با دوچرخه سواری از طریق سخنرانی های ویدئویی ، تلاوت های زنده ، آزمایشات استخوانی ، تماس های هفتگی برای افزایش تیم قایقرانی و زمین های کف ، فراموش می کنم که نمی توانم برای همیشه در این MIT جدید و متفاوت بمانم. ماسک N95 در قفسه من وجود دارد که یادآوری سفر هواپیمای من به ورودی در ماه نوامبر است. مادرم شش مایل رانندگی کرد تا از یکی از دوستانش بگیرد و او فیلم هایی را در YouTube به من نشان داد که به من نشان می دهد چگونه چاپ مناسب را پیدا کنم. او به من کمک کرد N95 دیگر را در ماه آگوست در خارج از فرودگاه روی صورتم بگذارم ، اما من باید ماسک پرواز خود را به خانه ببندم.

در ماه نوامبر ، هنگامی که N95 خود را با دقت قرار می دهم ، در سال 2020 به سومین پرواز خانگی خود به سیاتل می پردازم. پس از سفر تمرینی تیم قایقرانی خود به فلوریدا ، در ژانویه پرواز کردم ، دندانهای عقل خود را بیرون آوردم و بیشتر اوقات را سپری کردم. مبل پدر و مادرتان را بخورید ، اسموتی بنوشید و مینی سریال HBO را تماشا کنید چرنوبیل همراه با پدرم. فکر می کردم این آخرین اقامت طولانی من در خانه در طول دانشگاه یا احتمالاً همیشه باشد. فقط شش هفته بعد بود که داشتم از یک هواپیمای خلوص فرودگاه لوگان سوار هواپیمای ارزشمند دستمال مرطوب کلوراکس می شدم. من از روز پی دوباره در خانه بودم.

در تابستان امسال که فهمیدیم سالمندان می توانند در پاییز به انستیتوی فناوری ماساچوست برگردند ، من در ابتدا این فرصت را پیدا کردم ، اما عزم من برای بازگشت با تابستان کمرنگ شد و در اثر امواج اضطراب همه گیر مات شد. من نگران کوره های خوابگاهی در خوابگاه ها ، غذاهای قرنطینه ای غیرقابل خوردن ، انزوای اجتماعی عمیق ، هزینه مسکن در دانشگاه هنگام رفتن به کلاسهای عمدتاً مجازی ، احتمال اخراج بودم زیرا فراموش کردم گواهی بهداشت روزانه خود را تکمیل کنم. و اگر دچار پوکی استخوان شوم ، خطر آلوده شدن به خانواده و تک تک افراد پرواز در خانه را داشتم.

اما در یک بیماری همه گیر ، هیچ جامعه ای بدون اعتماد وجود ندارد. همانطور که وحشتناک بودم ، آنقدر به MIT اعتماد کردم که دوباره برگردم. و در عوض ، MIT به من اعتماد دارد تا آزمایشات دو هفته ای خود را انجام دهم ، فاصله جسمی را با همه خارج از تریبونم حفظ کنم و قوانین همیشه در حال تغییر دانشگاه را دنبال کنم. این یک اعتماد شکننده است ، به راحتی توسط یک سیب بد ، مهمانی خارج از دانشگاه ، شکسته می شود ، که به یک رویداد فوق العاده وانمود کننده تبدیل می شود. اما من تصمیم گرفتم به همکارانم در دانشگاه MIT اعتماد کنم. من مسئول محافظت از جان همکلاسی هایم هستم و به آنها اعتماد دارم که از من محافظت می کنند.

گردشگری غلاف
Podmates Ellery Rajagopal ’21، Alex Meredith ’21، Rolando Rodarte ’21 and Ben Koenig ’21 در پیاده روی در کوه های سفید.

پیام تصادفی

کلاس 2021 یک شب ارشد یا توپ ارشد یا بدون واکسن ، فارغ التحصیلی شخصی دریافت نخواهد کرد. درعوض ، ماسکهایی با مارک MIT و احساس عمیق اعتماد متقابل و رفاقت به دست ما می رسد. داشتن ترم پاییزی بدون تمرین قایقرانی صبحگاهی یا سخنرانی های شخصی یا هر اجتماع بیش از 10 نفر عجیب است. اما خوشحالم که هنگام مرور این واقعیت جدید ، در کنار همکلاسی هایم در دانشگاه هستم. من سپاسگزارم برای این 12 هفته پیاده روی با غلاف خود ، فیلم های بیرون از خانه با هم اتاقی هایم از سیمونز و ناهار با دوستانم – 12 هفته برای ایجاد خاطرات و خداحافظی قبل از اینکه خود را در آینده ای نامعلوم بیندازیم.

[ad_2]

منبع: unbox-khabar.ir