[ad_1]

6 اکتبر 2020 – استاد فیزیک من امروز قهوه خود را ریخت. چندین نظر در چت ظاهر شد –بدیهی است که موضوع امروز پویایی مایعات ، کودکان استو استاد لبخند زد. من هم لبخند زدم ، اما هیچ کس نمی دانست. در کلاس بزرگنمایی 30 دانش آموز سر یکی از دوستان آن طرف اتاق را تکان نمی دهد. اوقات خوبی بود ، اما دردناک بود ، زیرا بعد از پنج هفته طاقت فرسا در کلاس ، او شخصاً دوست می شد. اکنون یک انجمن جوک در چت بزرگنمایی وجود دارد ، اما برای دیدن آن باید تمرکز کنید. ما این ماجراجویی آنلاین را با هم مرور می کنیم ، اما گاهی اوقات احساس می شود که خودمان این کار را انجام خواهیم داد.

من در محوطه دانشگاه در کمبریج ، در یک آپارتمان طبقه سوم با لکه های زنگ زدگی در وان ، مبله با مبل هایی که در خیابان پیدا کردیم زندگی می کنم. هم اتاقی های من نیز دانشجوی سال اول MIT هستند.

بسیاری از دانشجویان م Instituteسسه فناوری ماساچوست از خانه تحصیل می کنند ، اما من فقط در نقاط مختلف جهان شکافی را پشت سر گذاشتم و فکر نمی کردم اگر در خانه پدر و مادرم بمانم بزرگ می شوم. من نمی توانستم در دانشگاه باشم ، اما حداقل می توانم در کمبریج باشم. به نظر می رسد که بسیاری از سالهای اول همان احساس را داشته اند.

من و هم اتاقی هایم در ماه آگوست دیدار کردیم. Campus Preview Weekend عملا امسال برگزار شد و هنگامی که در ماه جولای اعلام شد که فقط بزرگسالان در پاییز به دانشگاه دعوت می شوند ، سالهای اول که در آوریل برگزار شد ، ارسال پیام های یافتن مسکن را آغاز کردند. شخصی متن گروهی در مورد آن در GroupMe تهیه کرد و GroupMe برای اتصال افرادی که به دنبال Airbnbs غول پیکر گران قیمت در حومه بوستون ، اجاره کابین های بیشمار در یوتا و گرفتن اتاق در Memorial Drive بودند ، چند برابر شد. من دو هم اتاقی و یک آپارتمان ارزان قیمت و ارزان پیدا کردم ، اما مشخص شد این آپارتمان کلاهبرداری است.

من دور دوم و با عصبانیت بیشتری را دنبال جستجوی آپارتمان و جستجوی هم اتاقی شروع کردم. به نظر می رسید یافتن یک آپارتمان ارزان قیمت در حوالی دانشگاه ، برای اجاره های چهار ماهه آماده برای اجاره یک جوان 19 ساله ، و مهمتر از همه واقعی ، غیرممکن است. انجام این کار از هر آزمایشی که انجام دادم دشوارتر بود ، فقط از یک کوله پشتی فقط در اروپا استرس زا بود. اما ما این کار را کردیم و من از توسان ، آریزونا آمدم تا جایی را برای سالهای اولیه سان دیگو ، نیویورک و میامی تهیه کنم. ما سعی می کنیم احساس آن را مانند MIT کنیم.

یادگیری با رومات
هم اتاقی های امبر ولس ، الکساندرا شرمن و مونتسرات گارزون ناوارو در حال کار بر روی مجموعه هایی در آپارتمان خود بر روی مبل هستند که در خیابان پیدا کردند.

انطباق با ارتباطات

در هر لحظه ، کسی در حال یادگیری است. بعضی از کلاسهای ما با هم تداخل دارند و ما با مجموعه های p به یکدیگر کمک می کنیم ، همدردی می کنیم و شکایت می کنیم و جشن می گیریم وقتی کسی عملکرد خوبی داشته باشد ما یک قایق نجات کوچک را در این دریای وسیع از دانش آموزان پراکنده در سراسر جهان وصله کردیم.

و درست همانطور که در خیابان به دنبال اسباب کشی بودیم ، به دنبال بخشهایی از تجربه دانشگاه هستیم: همه ما نیمه شب در آشپزخانه جمع می شویم ، نان را با روغن زیتون می خوریم زیرا استرس داریم. ما با سیاست هماهنگ می شویم ، برای یکدیگر آشپزی می کنیم ، ساعت 2 و دوباره ظهر در مورد معنای زندگی می پرسیم. یکی از هم اتاقی های من هرگز آن چای لوبیای پایه MIT را امتحان نکرده بود. حالا ، به لطف بقیه ما ، او را به او آویزان کرد.

شاید این فرهنگ MIT یا شاید بزرگنمایی باشد ، اما نگرانی های دبیرستان از بین رفته است – هیچ کس اهمیتی نمی دهد که شما شیک لباس بپوشید یا حتی لباس خواب کنید. سر و صدای کمتری برای تسلط بر بحث وجود دارد و گپ زوم همیشه پر از سوال است. مردم بعضی اوقات سعی می کنند هوشمند به نظر برسند ، اما ما از آن بزرگتریم. هیچ کس سعی نمی کند کسی را احمق کند. من می توانم مشتقات را اشتباه بگیرم و همچنان باهوش برخورد کنم.

بنابراین کالج دعوت می کند ، اما همچنین تنها است. در اتاقهای موفقیت آمیز و جلسات آموزشی ، ده ها نفر را شنیدم که می گفتند: “دوست داشتن خیلی سخت است.” . آرزو می کنم فرصتی برای عبور از آشنایان در سالن داشته باشم.

فکر می کنم در دانشگاه احساساتی دارم. جو thatی که کل کلاس همه چیز را می فهمد و شما گم شده اید ، قویتر است زیرا شما نمی توانید سردرگمی موجود در تصاویر کوچک زوم را ببینید. همچنین این احساسی است که همه به جز شما با جوامعی در ارتباط هستند که به نوعی آنها را پیدا نکرده اید.

ما یک قایق نجات کوچک را در این دریای وسیع از دانش آموزان پراکنده در سراسر جهان وصله کردیم.

اما من همچنین فضای منحصر به فرد MIT را برای هرکسی که آرزو دارد همزمان به ده هدف برسد ، احساس می کنم. من روی یک رمان فانتزی کار می کنم ، برای یک ماراتن آموزش می بینم ، با یک گروه محیط زیست تحقیق می کنم و برای پذیرش وبلاگ می نویسم ، و همه همکلاسی هایم به همان اندازه مشغول هستند. من زبان MIT را گرفتم و می توانم بگویم که بارگیری کامل ندارم. من عاشق عجله در معضل یک مشکل و جرقه درک هستم ، در حالی که کلاسهای GIR من دوباره در موضوعات دبیرستانی که من آنها را حفظ کرده بودم اما واقعاً نمی فهمیدم. من با علاقه به موضوعشان از اساتید یاد می گیرم. من بالاخره به درسهایی که برایم مهم است می روم.

من تقریباً هر روز از دانشگاه MIT فرار می کنم. به گونه ای ، دانشگاهی که زمانی فکر می کردم نفرت انگیز است برای من زیبا شد. در حسرت تجربه تحصیل در دانشگاه ، با تمام شهرت استرس زا در اواخر شب ، چیزی که قبلاً شبیه خوابگاه های زشت و آزمایشگاه های عقیم بود ، بسیار زیبا به نظر می رسد. روسازی زیرپوش سخت است ، پله های 77 خیابان Mass چند قدمی فاصله دارد ، اما من هنوز نمی توانم وارد آن شوم ، بنابراین کل مکان مانند یک رویا احساس می شود. مثل داستانی که مدتهاست و طولانی برای خودم تعریف می کنم.

خیلی زود آنجا خواهیم بود. همانطور که این مطلب را در ماه اکتبر می نویسم ، بهار در دانشگاه فرصتی برای نوجوانان ، دبیرستان و دبیرستان است.

تا آن زمان ، ما در اطراف تحرک می گردیم و هوا تاریک است. هر از گاهی چهره هایی را می بینیم که هنگام همکاری در مجموعه های p ، کارهای خود را به دوربین لپ تاپ می چسبانند. در حالی که فیزیک امواج نور سفر را توضیح می دهیم ، هزاران مایل فاصله داریم.

بنابراین من این طوفان را در کشتی نجات گروه زندگی خود سوار می کنم. امشب یک پیمانه بستنی برای خوردن دارم و نصف مجموعه فیزیک دارم که باید تمام کنم. و وقتی فردا از خواب بیدار می شوم ، یک روز دیگر خط می کشم.

[ad_2]

منبع: unbox-khabar.ir