مهندسی بیگانه بررسی فناوری MIT


در پاییز 1951 ، حدود 20 دانشجوی مهندسی در انستیتوی فناوری ماساچوست پیامی را از یک سیاره با فاصله بیش از 30 سال نوری از زمین دریافت کردند. اسناد و یادداشت های محرمانه که از 1000 سال به آینده در نقاط خالی چاپ شده اند ، جزئیات زندگی هوشمند سیاره ای به نام Arcturus IV را آشکار می کند و آنچه مردم در مورد برادران بیگانه خود می دانند را بیان می کند.

متان ، همانطور که این نژاد بیگانه شناخته می شود ، به شدت با انسان متفاوت است. این سه موجود پر از پر که توسط پرندگان پرتاب شده اند ، در یک سیاره خنک با جو و گرانش بر اساس متان زندگی می کنند ، 11 برابر قوی تر از کره زمین ، که طبق 2951 اسناد اکنون سیاره ای به نام Terra است. فشار و دمای بالا -100 درجه سانتیگراد بر روی Arcturus IV ، متان ها را مجبور به حرکت آهسته کرد و از بازوهای سه انگشتی بلند خود برای تعادل استفاده کرد. تاخیر دو ثانیه ای در پاسخ محرک باعث شد آنها نتوانند کاری را انجام دهند که نیاز به زمان پاسخ سریع داشته باشد.

در مقایسه با انسان ، متانیان دارای شنوایی ، دامنه صوتی و بینایی بسیار عالی ، از جمله دید اشعه ایکس هستند. آنها به جای آب از آمونیاک تغذیه می کردند و مجبور شدند از توانایی های محدود تله پاتیک استفاده کنند. آنها از فناوری انرژی اتمی پیشرفته ای برخوردار بودند ، اما در غیر این صورت فناوری آنها از زمین عقب بود. طبق یادداشت های ماساچوست بین کهکشانی معامله گران ، این باعث شد که Arcturus IV به یک بازار برتر برای محصولات خانگی طراحی شده توسط باتجربه ترین مهندسین جوان Terra برای متان تبدیل شود. ماموریت ساخت امکانات مدرن برای بیگانگان “Project Dishpan” نام داشت.

برای حدود سه هفته ، دانشجویان طراحی محصول جان ای. آرنولد خود را در دنیای علمی تخیلی و جالب توجه Metanians غرق کردند ، همه در تلاش برای بازنگری در قوانین مهندسی اینجا در زمین. این مجموعه پیچیده بود: پرونده آرنولد ، با کمک علمی تخیلی MIT ، شامل گزارش های علمی نادرست ، ارزیابی های فیزیولوژیکی و روانشناختی ، گزارش های زیست محیطی و تجزیه و تحلیل بازار بود.

اگرچه این مواد اختراع شده بودند ، اما کار واقعی و دشوار بود. این پروژه ها باید برای متانیان بهینه می شدند ، تا بتوانند با کمک مواد و روش های خاکی ساخته شوند و از نظر پارامترهای قطب شمال واقعاً کاربردی باشند. آرنولد با غوطه وری دانش آموزان در دنیای ناآشنایی که جایگزین اساسی ترین مفروضات در مورد چگونگی کارکرد ماشین ها و استفاده از آنها می شود ، امیدوار بود که تخیل و همچنین تجربه فنی را پرورش دهد و این ایده غالب را که چالش ذاتی است و قابل توسعه نیست ، به چالش بکشد. .

آرنولد هنگام انتشار پرونده در سال 1952 نوشت: “در برنامه درسی کالج مکان های زیادی وجود ندارد که بتوانند به حدس و گمان متوسل شوند” ، اما حدس و گمان ها مسئول بیشتر دستاوردهای علمی ما است. “

روش های نامتعارف آموزش آرنولد ، که توسط برخی مهندسان شیرین کاری تبلیغات تلقی می شود ، ممکن است از مسیر غیرمعمول مهندسی وی ناشی شده باشد. وی که در کلاس دبیرستان به عنوان “با استعدادترین” و “محبوب ترین” انتخاب شد ، در دانشگاه کالج روانشناسی خواند و مستقیماً از رکود بزرگ فارغ التحصیل شد. او با مشاغل کمیاب ، به عنوان نگهبان شبانه در یک پالایشگاه نفت مشغول به کار شد و در آنجا آموزش مهندسی و طراحی را آغاز کرد و گزارش های فنی را که روی میز رئیس جمهور افتاده بود ، خواند. او صاحب خصوصی تعمیرگاه اتومبیل شد ، به عنوان مکانیک آموزش دید و به یک کارخانه ماشین آلات صنعتی رفت و در آنجا به سرعت طراح شد. وی سپس در دانشگاه MIT ثبت نام کرد و در سال 1940 در رشته مهندسی مکانیک فوق لیسانس گرفت و تنها دو سال بعد برای تدریس بازگشت.

روش های تدریس آرنولد مشکلاتی را پوشش می دهد که دانشجویان انستیتوی فناوری ماساچوست عادت ندارند. به عنوان مثال ، وی در پاسخ به مشکلات دندانپزشکی خود ، کلاس طراحی محصول خود را به چالش کشید تا با محققان حرفه ای دانشکده دندانپزشکی تافتس برای طراحی “تحرک سنج دندان” که می تواند افتادگی دندانهای بیمار را پس از درمان لثه اندازه گیری کند ، کار کند. پاسخ مثبت دانشجویان به او الهام بخشید تا کلاس را به عنوان مهندسی خلاق بازسازی کند ، که به گسترش سریع دوره های طراحی در انستیتو کمک می کند.

کار در این کلاس تحت نظارت آزمایشگاه مهندسی خلاق تازه تأسیس آرنولد انجام می شود. در اینجا دانشجویان با جنبه های روانشناختی ، بازاریابی و تولید طراحی همراه با چالش های مهندسی دست و پنجه نرم می کردند. وی از آنها خواست که به آنچه او “ناسازگار مثبت” می نامد تبدیل شوند. ایده های عجیب و غریب تشویق شدند. طبق مجله لایف ، آرنولد از دانش آموزانش خواست تا به توصیه مدیر تبلیغات و مخترع طوفان مغزی الكس آزبورن عمل كنند: “نرم كردن یك ایده وحشی راحت تر از لحن دادن به ایده خسته كننده است. شما میلیون ها مدار بالقوه در مغز خود انتظار دارید – سعی کنید تا حد ممکن ، بدون وجدان و قضاوت “نه” بگویید ، حتی قبل از شکل گیری و اصلاح ایده. “

و چه راهی بهتر برای بیرون کشیدن دانش آموزان از این دنیا برای آزمایش محدودیت های تخیل؟ آرنولد پروژه Arcturus را در سال 1951 کشف کرد و به زودی این کار از محصولات خانگی به فناوری حمل و نقل و کشاورزی گسترش یافت. دانش آموزان این نوع اختراعات را مانند ساعت در پی 159 ساعت قطب شمال (با استفاده از واحد زمان متان و یک سیستم شش رقمی اساسی) طراحی کردند و در واقع یک چکش پنوماتیک برای پاشش خاک آتشفشانی جامد و در مزارع زیرزمینی طراحی کردند. جایی که گیاهان به صورت وارونه رشد می کنند ، و وسیله نقلیه ای به نام Eggomobile که سرعت و شکل بیضی شکل آن با سرعت 8 مایل در ساعت برای به حداکثر رساندن ایمنی بیگانگان و همچنین “امنیت محافظتی که قبل از جوجه ریزی استفاده می کردند” طراحی شده است.

اگرچه پروژه آرکتوروس تنها بخشی از دوره مهندسی آرنولد بود – وظایف دیگر معطوف به بازنگری در آنچه او “سازه های خاکی پروزایک” مانند اتومبیل های راه آهن خواند بود – صنعت و رسانه ها متوجه این موضوع شدند. علاوه بر تدریس دانشجویان در انستیتوی فناوری ماساچوست ، آرنولد خیلی زود سمینارهای تابستانی را برگزار کرد که مدیران سازمانهایی مانند ایستمن کوداک ، آزمایشگاههای بل و RCA را به متان معرفی کرد و وی به جنرال موتورز کمک کرد تا برنامه مهندسی خلاقانه خود را ایجاد کند. زمانی که وی در سال 1957 استادی کامل در استنفورد گرفت ، سمینارهای تابستانی وی شامل سخنرانی های مهمان پیشگامان خلاق ، از جمله روانشناس آبراهام هارولد مازلو و مخترع آر. باکمینستر فولر بود.

دانش آموزان آرنولد به مکان های کار نقل مکان کردند و مواردی مانند چاقوهای کوچک جراحی را که پزشکان می توانستند به انگشتان خود ببندند ، ماشین هایی که به طور خودکار صفحات تلویزیون را صیقل می دهند و ماشین مفهومی GM Firebird II را طراحی می کنند. اگرچه آرنولد در هنگام تعطیلات در ایتالیا در سال 1963 بر اثر حمله قلبی درگذشت ، اما فلسفه تحصیلات و خلاقیت وی به پایه ریزی تفکر طراحی کمک کرد ، روشی که در حال حاضر برای ایده پردازی و توسعه ایده های طراحی و برنامه های درسی مهندسی معاصر استفاده می شود که آرنولد باید به ایده های جدید پاداش دهد و رویکردهای ارتدوکسی.

یکی از دانشجویان آرنولد ، ریموند پیتمن ، SM ’55 ، فلسفه مشاور خود را در پایان نامه خود خلاصه کرد: “بسیاری از ویژگی های” واضح “توسط” متخصصان “یا افرادی که بیش از حد با محصول آشنا نیستند ، نادیده گرفته می شوند. به نقل از پروفسور جان آرنولد ، “من اعتقاد ندارم که فرد برای نوآوری باید آماتور باشد ، اما ممکن است درست باشد که فرد باید مثل خودش فکر کند.”


منبع: unbox-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>