[ad_1]

در سال 1957 ، یانگ و تسونگ-دائو لی ، یک همکار چینی که از دانشگاه شیکاگو فارغ التحصیل شد ، جایزه نوبل را به این دلیل برنده شدند که وقتی برخی ذرات بنیادی خراب می شوند ، این کار را به گونه ای انجام می دهند که از چپ به راست متمایز شود. آنها اولین برندگان چینی بودند. در هنگام ضیافت نوبل ، یانگ خاطر نشان کرد که این جایزه اولین بار در سال 1901 ، همان سال پروتکل بوکس ، اهدا شد. وی گفت: “امروز كه در اینجا ایستاده ام و از آنها در مورد آنها می گویم ، من كاملاً می دانم كه از جهات بیشتری محصول فرهنگ چینی و غربی هستم ، هماهنگ و در تضاد.”

ایان در سال 1964 شهروند ایالات متحده شد و در سال 1966 به عنوان مدیر موسس موسسه فیزیک نظری که بعداً به نام وی نامگذاری شد ، به دانشگاه استونی بروک در لانگ آیلند رفت. هنگامی که روابط ایالات متحده و چین شروع به ذوب شدن کرد ، یانگ در سال 1971 ، اولین سفر خود پس از یک ربع قرن ، به وطن خود سفر کرد. خیلی عوض شده بود سلامتی پدرش رو به شکست بود. انقلاب فرهنگی هم در علوم غربی بیداد کرد و هم سنت چین بدعت محسوب می شد. بسیاری از همکاران سابق یانگ ، از جمله هوانگ و دنگ ، مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و مجبور به کار سخت شدند. از طرف دیگر برنده جایزه نوبل به عنوان یک مقام عالیقدر خارجی پذیرفته شد. وی با نمایندگان بالاترین سطوح دولت چین دیدار کرد و از اهمیت تحقیقات اساسی حمایت کرد.

در سال های بعد ، یانگ به طور منظم از چین بازدید می کرد. در ابتدا ، سفرهای وی مورد توجه FBI قرار گرفت ، وی وی را مبادلات مشکوک با دانشمندان چینی دانست. اما با پایان دهه 1970 ، خصومت ها رو به کاهش بود. مائو تسه تونگ مرده بود. انقلاب فرهنگی به پایان رسیده است. پکن اصلاحات و سیاست های گشایش را اتخاذ کرده است. دانشجویان چینی می توانند برای ادامه تحصیل به خارج از کشور بروند. یانگ کمک کرد تا بودجه دانشمندان چینی برای آمدن به ایالات متحده و متخصصان بین المللی برای سفر به کنفرانس ها در چین فراهم شود ، جایی که او همچنین به ایجاد مراکز تحقیقاتی جدید کمک کرد. وقتی دنگ جیاکسیانگ در سال 1986 درگذشت ، یانگ مداحی احساسی را برای دوستی نوشت که زندگی خود را وقف دفاع هسته ای چین کرده بود. در پایان با ترانه ای از سال 1906 ، یکی از مورد علاقه های پدرش: “[T]فرزندان چین ، آنها آسمان را با یک دست بالا نگه می دارند … زرشک هرگز از خون آنها در شن ریخته نمی شود. ”

برندگان جایزه نوبل
ایان (نشسته ، چپ) به همراه همکاران برنده جایزه نوبل (در جهت عقربه های ساعت از چپ) وال فیچ ، جیمز کرونین ، ساموئل کی.

ENERGY.GOV ، دامنه عمومی ، از طریق ویکی مدیا

یانگ در سال 1999 از استونی بروک بازنشسته شد و چند سال بعد برای تدریس فیزیک به دانشجویان تازه وارد در Qinghua به چین بازگشت. وی در سال 2015 از تابعیت آمریکایی خود چشم پوشی کرد و تابعیت جمهوری خلق چین را گرفت. یانگ در مقاله ای که یادآور پدرش است ، تصمیم قبلی خود برای مهاجرت را بازگو می کند. وی می نویسد: “من می دانم که پدرم تا روزهای آخر ، در گوشه ای از قلبم ، هرگز مرا برای ترک وطن من نمی بخشد.”


در سال 2007 ، وقتی او 85 ساله بود ، یان یک روز پاییز در شهر ما متوقف شد و در دانشگاه من سخنرانی کرد. من و هم اتاقی هایم ساعت های قبل در بیرون سالن منتظر ماندیم و کرسی های ارزشمندی را در سالن اجتماعات شلوغ به دست آوردیم. او با تشویق شدید روی صحنه آمد و سخنرانی ای را به زبان انگلیسی درباره کار خود در زمینه نوبل ارائه داد. من با انتخاب زبان او کمی گیج شدم. یکی از هم اتاقی هایم غر زد و فکر کرد آیا ایان خیلی خوب است که به زبان مادری اش صحبت کند؟ با این وجود ، ما با دقت گوش فرا دادیم ، سپاسگزاریم که در همان اتاق دانشمند بزرگ هستیم.

در کالج جونیور و گرایش فیزیک ، من در حال آماده شدن برای ثبت نام در مقطع تحصیلات تکمیلی در ایالات متحده بودم. من با این ایده پرورش یافتم که بهترین های چین چین را ترک خواهند کرد. دو سال بعد که شخصاً ایان را شنیدم ، در دانشگاه شیکاگو نیز ثبت نام کردم. من در سال 2015 دکترای خود را دریافت کردم و برای مدرک دکترا در ایالات متحده اقامت گرفتم.

ماه ها قبل از خداحافظی از میهن من ، دولت مرکزی برنامه جذب برجسته خود را با عنوان “طرح هزار استعداد” آغاز کرد ، دانشمندان و کارآفرینان فناوری را تشویق کرد که با وعده جبران خسارت شخصی و بودجه تحقیقاتی پایدار به چین بروند. تعدادی از برنامه های مشابه در این دهه پدید آمده است. برخی مانند هزاران استعداد توسط دولت مرکزی پشتیبانی می شوند. بودجه دیگر توسط شهرداری های محلی تأمین می شود.

پیگیری تهاجمی استعدادهایی که از خارج از کشور آموزش دیده اند ، نشانگر ثروت جدید و جاه طلبی فناوری این کشور است. اگرچه بیشتر این برنامه ها فقط مختص افراد چینی تبار نیست ، اما مواد تبلیغاتی معمولاً احساس تعلق ملی را جلب می كنند و از دیاسپورای چینی می خواهند به خانه خود برگردند. نمادهای قرمز پررنگ چینی عنوان این وب سایت را برای طرح هزاران استعداد عنوان کردند: “میهن به شما احتیاج دارد. وطن شما از شما استقبال می کند. وطن امید خود را به شما می سپارد. ”

امروزه ، وب سایت در دسترس نیست. از سال 2020 ، ذکر برنامه برای هزاران استعداد تا حد زیادی از اینترنت چینی ناپدید شده است. اگرچه این برنامه ادامه دارد ، اما نام آن در موتورهای جستجو سانسور می شود و در اسناد رسمی در چین ممنوع است. از سالهای آخر دولت اوباما ، استخدام دولت چین در خارج از کشور تحت نظارت بیشتر نیروهای انتظامی قرار گرفته است. در سال 2018 ، وزارت دادگستری با تمرکز بر مبادلات دانشگاهی بین دو کشور ، ابتکار عمل چینی را که برای مقابله با جاسوسی اقتصادی طراحی شده بود ، آغاز کرد. دولت آمریكا همچنین محدودیت های مختلفی را علیه دانشجویان چینی وضع كرده و ویزای آنها را كوتاه كرده و از دسترسی به تسهیلات در رشته هایی كه “حساس” شناخته می شوند ، محروم می كند.

مادرم می ترسد که مرزهای ایالات متحده و چین دوباره بسته شود ، همانطور که در طی همه گیری اتفاق افتاده بود ، و توسط نیروهایی به نام ویروس و حتی کشنده تر بسته شده بود.

در برنامه های استعدادیابی چینی مشکلات واقعی در مورد رفتارهای غیرقانونی وجود دارد. در اوایل سال جاری ، یک شیمیدان وابسته به هزاران استعداد در تنسی به جرم سرقت اسرار تجاری برای زیراندازهای مشروبات الکلی بدون BPA محکوم شد. یک محقق در یکی از بیمارستانهای اوهایو به جرم سرقت طراحی برای جداسازی اگزوزومهایی که برای تشخیص پزشکی استفاده می شود ، گناهکار شد. برخی از محققان آمریکایی درآمد اضافی حاصل از چین را در پیشنهادات کمک مالی فدرال یا اظهارنامه مالیاتی اعلام نمی کنند. اینها همه موارد طمع یا سهل انگاری فردی است. با این وجود FBI آنها را بخشی از یک “تهدید چینی” می داند که نیاز به پاسخ “کل جامعه” دارد.

گزارش شده است که دولت بایدن در حال بررسی تغییراتی در ابتکار عمل چین است که بسیاری از انجمن های علمی و گروه های مدنی از آن انتقاد کرده و آن را “پروفایل نژادی” دانسته اند. اما هیچ اطلاعیه رسمی وجود ندارد. پرونده های جدیدی در پرونده بایدن باز شده است. محدودیت های دانشجویان چینی همچنان برقرار است.

از نظر چین ، تحریم ها ، پیگرد قانونی و کنترل صادرات اعمال شده توسط ایالات متحده به نظر می رسد ادامه “آزار و اذیت” خارجی است. آنچه در 120 سال گذشته تغییر کرده وضعیت چین است. اکنون این یک امپراتوری در حال فروپاشی نیست ، بلکه یک ابرقدرت در حال رشد است. سیاستمداران در هر دو کشور از زبان فنی گرایانه مشابه برای توصیف علم به عنوان ابزاری برای عظمت ملی و دانشمندان به عنوان سرمایه های استراتژیک در ژئوپلیتیک استفاده می کنند. هر دو دولت در حال استفاده نظامی از فناوری هایی مانند محاسبات کوانتومی و هوش مصنوعی هستند.

جیک سالیوان ، مشاور امنیت ملی در اجلاس آلاسکا گفت: “ما به دنبال درگیری نیستیم ، اما از افزایش رقابت استقبال می کنیم.” یانگ جیچی در پاسخ به این استدلال که درگیری های گذشته بین دو کشور تا زمان خروج چین فقط به ایالات متحده آسیب زده است.

بیشتر مردم چین احتمال رقابت با ایالات متحده را دوست دارند. این جمله معروف مائو را در نظر بگیرید ، “کسانی که عقب می مانند کتک می خورند!” این عبارت از سخنرانی ژوزف استالین آمده است که بر اهمیت صنعتی شدن برای اتحاد جماهیر شوروی تأکید می کرد. برای عموم مردم چین که تا حد زیادی از ریشه های آن اطلاع ندارند ، یادآور گذشته نزدیک است ، زمانی که چین ضعیف توسط خارجی ها غارت شد. هنگامی که من کوچک بودم ، مادرم اغلب این جمله را در خانه تکرار می کرد ، و یک قرن تحقیر ملی را به انگیزه شخصی برای تعالی تبدیل می کرد. بعداً ، به عنوان یک بزرگسال ، شروع به زیر سوال بردن منطق اساسی کردم: آیا رقابت بین ملت ها مهم است؟ با چه معیارهایی و به چه هدفی؟

[ad_2]

منبع: unbox-khabar.ir