[ad_1]

پاییز سال گذشته ، کمیسیون تجارت فدرال و 48 دادستان ایالتی شکایتی را علیه فیس بوک تشکیل دادند و آن را به حفظ غیرقانونی انحصار در فضای رسانه های اجتماعی “از طریق یک دوره طولانی رفتار ضد رقابتی” متهم کردند. اندکی بعد ، وزارت دادگستری ایالات متحده و 11 دادستان ایالتی شکایتی را علیه Google متهم کردند و آن را به حفظ غیرقانونی انحصار در بازارهای جستجو و تبلیغات در شبکه جستجو متهم کردند. اپل در حال حاضر در حال پیگیری قانونی با توسعه دهنده بازی Epic Games است که کنترل اپل بر فروشگاه App خود را به دلایل ضد انحصاری به چالش می کشد.

تابستان سال گذشته ، کمیسیون قضایی اتاق بازرگانی ایالات متحده تحقیق 19 ماهه ای راجع به فعالیت های ضد رقابتی عنوان های فنی تکمیل کرد. گزارش 450 صفحه ای حاصل از این شرکت ها را “انواع انحصاراتی که آخرین بار در عصر بارون های نفتی و بزرگان راه آهن شاهد بودیم” توصیف کرده و به دولت توصیه می کند علیه آنها اقدام کند.

رد هر چیزی که از واشنگتن یا بروکسل به عنوان یک موقعیت سیاسی خارج شود ، آسان است ، اما در این صورت این یک اشتباه است. رئیس جمهور بایدن برخی از شدیدترین و جدی ترین منتقدان Big Tech را نام برد – از جمله تیم وو ، استاد دانشگاه کلمبیا ، نویسنده کتاب. نفرین عظمتو لینا خان ، که به عنوان مشاور ویژه کمیته عدالت در حین تحقیقات ، برای نقش های مهم در اداره آن خدمت می کرد. اروپا در حال محدود کردن مقررات سختگیرانه تری برای محدود کردن قدرت بیگ تک است. و ضد انحصار ، حداقل از نظر صنعت فناوری ، به نادرترین چیز تبدیل شده است: یک موضوع دو حزبی در کنگره.

آنچه که شاید از اهمیت بیشتری برخوردار باشد این است که ما درگیر یک تغییر اساسی در بحث فکری هستیم – تحقیقی که پیروی از Big Tech را بسیار آسان کرده است. از بسیاری جهات ، به نظر می رسد که ما در حال بازگشت به دیدگاه ضد انحصاری هستیم که سیاست ایالات متحده را در مورد شرکت های بزرگ در بیشتر قرن 20 تعریف می کند ، دیدگاهی که نسبت به فضایل اندازه بسیار تردید دارد و احتمالاً تهاجمی تر است. برای جلوگیری از شرکت ها از اعمال قدرت انحصاری.

قوانین اساسی ضد انحصاری آمریکا در حدود اوایل قرن 20 نوشته شده است. قانون ضد انحصاری 1890 و قانون کلیتون 1914 همچنان در کتاب ها باقی مانده است. آنها به زبان گسترده ، گسترده (و بد تعریف شده) برای انحصارطلبانی که به گفته آنها “محدودیت های تجاری” درگیر شده اند ، نوشته شده اند. و آنها عمدتاً تحت تأثیر تمایل به مهار اعتمادهای غول پیکری بودند که از طریق مجموعه ای از ادغام ها و ادغام ها ، بر اقتصاد صنعتی آمریکا تسلط دارند.

یک نمونه معمول استاندارد اویل ، امپراطوری ساخته شده بود که اساساً کنترل کاملی بر تجارت نفت ایالات متحده به آن می داد. اما قانون ضد انحصاری فقط برای جلوگیری از ادغام ها استفاده نمی شود. همچنین برای متوقف کردن تعدادی از اقدامات ضد رقابتی در نظر گرفته می شود ، از جمله مواردی که این روزها معمول به نظر می رسند ، مانند تخفیف شدید یا گره خوردن خرید یک محصول به خرید کالای دیگر.

در واقع ، این چهار شرکت دارای مشاغل بسیار متفاوتی هستند که موضوعات ضد انحصاری بسیار متفاوتی را مطرح می کنند و تصمیمات مختلف ضد انحصاری را به خود وام می دهند.

همه اینها با دولت ریگان در دهه 1980 تغییر کرد. نهادهای نظارتی و دادگاه ها به جای نگرانی در مورد تأثیر شرکت های بزرگ بر رقبا یا تامین کنندگان ، تمرکز خود را بر روی آنچه “رفاه مصرف کننده” خوانده می شود ، آغاز کردند. اگر ادغام یا عملکردهای یک شرکت می تواند منجر به افزایش قیمت شود ، در این صورت منطقی است که مداخله کنید. اگر چنین نشود ، تنظیم کننده های ضد انحصار معمولاً رویکرد عملی دارند. به همین دلیل خریدهای فیس بوک در اینستاگرام و واتس اپ ، خرید آمازون از زاپوس و خریدهای گوگل در DoubleClick ، ​​YouTube ، Waze و ITA بدون هیچ مشکلی مراحل تصویب مقررات را طی کرد.

دیگر نه. در چهار یا پنج سال گذشته ، دانشمندان ، سیاستمداران و مدافعان عمومی شروع به طرح ایده جدیدی درباره سیاست ضد انحصاری کردند ، با این استدلال که ما باید از این تمرکز محدود بر رفاه مصرف کننده فاصله بگیریم – که در عمل معمولاً به معنای تمرکز بر قیمت ها – در نظر گرفتن دامنه بسیار گسترده تری از خسارات احتمالی ناشی از اعمال قدرت بازار در شرکت ها: خسارت به تأمین کنندگان ، کارگران ، رقبا ، انتخاب مشتری و حتی کل سیستم سیاسی. آنها این کار را انجام دادند ، جای تعجب نیست ، با در نظر گرفتن چهار بزرگ.

اما دقیقاً حفظ قدرت Big Tech چگونه خواهد بود؟ پاسخ کوتاه: بستگی زیادی به این دارد که از کدام شرکت شروع کنید.

اهداف

در حالی که طرفداران ضد انحصار غالباً با اصطلاحات اپل ، آمازون ، گوگل و فیس بوک را گرد هم می آورند و تصویری به یادماندنی از چهار “دروازه بان” غول پیکر را کنترل می کنند که بصورت جمعی دسترسی به اقتصاد دیجیتال را کنترل می کنند ، در حقیقت این چهار شرکت مشاغل بسیار متفاوتی دارند که مسائل ضد انحصاری بسیار متفاوتی را مطرح می کنند. و خود را به بسیاری از تصمیمات ضد انحصاری وام می دهند.

برای شروع اپل را انتخاب کنید. این شرکت با ارزش بیش از 2 تریلیون دلار از زمان نوشتن ، ارزشمندترین شرکت در جهان است. این شرکت همچنین سودآورترین شرکت در جهان است. هنوز هم ، وقتی صحبت از بحث در مورد ضد انحصار و Big Tech می شود ، اپل اغلب فکر می کند. در کتاب وو ، اپل به سختی ظاهر می شود ، و در کتاب جدید سناتور امی کلوبوچار ، ضد انحصاری، که یک درخواست قاطع برای بازنگری و اجرای سیاست ضد انحصاری است ، به نظر می رسد بحث های اپل زودگذرتر از آن است که محور اصلی تز آن باشد.

این ممکن است بیشتر به این دلیل باشد که اپل بیشتر به خودی خود به یک اسب آبی تبدیل شده است – اگرچه بسیاری از خریدها را انجام داده است ، اما رشد اخیر آن عمدتا به دلیل این واقعیت ساده است که سه محصول موفق و سودآور فناوری را در تاریخچه و این همچنان مشتریان را ترغیب می کند تا به محصولات نسل بعدی خود ادامه دهند. حتی در این دنیای جدید نیز دستیابی به موفقیت بزرگ با ساختن یک تله موش ضرب المثل بهتر نیست.

البته اپل دارای موضوعات ضد انحصاری است که نیازهای آن را متمرکز می کند تا تمام توسعه دهندگانی که اپلیکیشن های آیفون و آیپد را تولید می کنند کالاهای خود را از طریق App Store بفروشند ، با این کار که اپل هزینه 30 درصدی را از آنها دریافت کند. بنابراین ممکن است در نهایت اپل نیاز داشته باشد که توسعه دهندگان بتوانند مستقیماً به مصرف کنندگان فروش بپردازند یا حتی فروشگاه های برنامه مستقل را نیز مجاز کنند. با این حال ، هنوز هم می تواند از هر برنامه ای که می خواهد در iPhone باشد ، مجوز پرداخت کند. و با این وجود بیشتر کاربران همچنان از App Store استفاده می کنند ، البته فقط از روی عادت و راحتی.

بنابراین به نظر نمی رسد اپل در طرح کلان این همه نگرانی در مورد افزایش فشار ضد انحصاری داشته باشد.

وضعیت آمازون پیچیده تر است. همچنین این یک واقعیت رشد آلی برای این امر است. اگرچه او سهم خود را از این خرید به دست آورد ، اما بیشتر به دلیل اشتهای بی امانش برای فروش بیشتر ، سرمایه گذاری عظیم در زیرساخت ها و تمایل به صرف مبالغ هنگفت برای جلب و نگهداری مشتری ، رشد خود را بیشتر انجام داد. به طور متناقضی ، بزرگترین مشکل ضد انحصاری او از چیزی ناشی می شود که خودش خلق کرده است: بازار آمازون.

[ad_2]

منبع: unbox-khabar.ir