سالهاست که سعی می کنم دوباره به طبقه متوسط ​​برگردم


و با این حال من همچنین زنی هستم که پس از یک سری مجروحیت سریع ، از حوزه های محافظت شده طبقه متوسط ​​فرار کرد و به دو سال بی خانمانی رسید. تجربه من به طرز شگفت انگیزی مشترک است. بر اساس تحقیقات انجام شده از دانشگاه شیکاگو و دانشگاه نوتردام ، از ژوئن تا نوامبر سال 2020 ، نزدیک به 8 میلیون نفر در ایالات متحده در برابر بیماری همه گیر و محدودیت دولت ، دچار فقر شدند.

فقر چیز پیچیده ای است. این می تواند نسلی یا موقعیتی و موقتی باشد – یا چیزی در این بین. برای من ، بیرون آمدن از فقر هم به فکر فکر می کنم و هم به دلارهای حساب بانکی من. بارها و بارها به خودم می گویم: “من این کار را می کنم”. “من قدرت این کار را از پدرم به ارث بردم.”

در بهار 2017 ، من سرانجام آخرین خانه موقت را ترک کردم – یک نیمکت با پارک های چوبی در همان پارک. اولین کار من در دوران نقاهت ، فروشنده مواد غذایی با قیمت هر ساعت 11 دلار در فروشگاه Whole Foods بود ، جایی که روسای 20 ساله ام هنگام استراحت از دستشویی ، تایمرهای از پیش تعیین شده را به من می دادند. به عنوان یک روزنامه نگار سابق که برای نوشتن جلد مجله یکشنبه به صفوف میامی هرالد صعود کردم ، در دفتر ثبت نام خود ایستادم ، و تلاش کردم جلوی اشک را بگیرم.

از ژوئن تا نوامبر سال 2020 ، نزدیک به 8 میلیون نفر در ایالات متحده به فقر رسیده اند.

افراد خیرخواه با نشان دادن میزان پیشرفت من سعی در تشویق من داشتند. گفتند: “داری کار می کنی!” و اعلامیه ای که من بیشترین کاهش را پیدا کردم: “من خیلی به شما افتخار می کنم!”

من 52 ساله بودم و با این اندازه گیری ها پیشرفت نکردم. بلکه پیشرفتم را با میزان سقوط مشخص کردم. چه معنایی داشتم که من فقط چند سال پیش صاحب یک مزرعه پرورش اسب سه هکتاری در اورگان شدم و آنقدر درآمد داشتم که بتوانم در خانه شخصی اتاق اجاره کنم؟

یکی از ناتوان کننده ترین علائم اختلال استرس پس از سانحه این است که افرادی که از آن رنج می برند از چیزهایی که بیشتر به آنها آسیب می رساند اجتناب می کنند. برای من ، این به معنای پرهیز از خودم بود.

پر از شرم و نفرت از خودم بودم. نفرتی که من – شخصی که زمانی صدها هزار دلار در بورس داشت – از بین رفت. نفرت که من یکی از آنها شدم.

از بین اشک ، به متخصص آسیب زنی خود گفتم که چطور توسط مردی که در میز جلو مرکز بی خانمان ، جایی که کیت های بهداشتی روزمره خود را برده بودم ، مورد آزار و اذیت و ضرب و شتم قرار گرفته ام.

درمانگر من گفت: “اگر آن بخشی از خود را که خیلی با موفقیت از او فاصله گرفته اید دوست نداشته باشید ، نمی توانید به طور کامل بهبود پیدا کنید.”

به آرامی و پس از جلسات زیاد ، من نسبت به زن ناامیدی که قبلاً بودم ، احساس ترحم زیادی کردم. تصور می کردم کنار او در خیابان نشسته ام ، او را در آغوش گرفته و به او می گویم: “خیلی متاسفم. دیگر هرگز از تو جدا نخواهم شد. من از تو مراقبت خواهم کرد.”

گام های تدریجی اما ثابت من به جلو از منابع مورد انتظار دولت یا جامعه نبود. آنها از یک سری افراد غریبه آمده بودند که از سلامتی من مراقبت می کردند. سیستم هایی که جامعه ما برای رهایی مردم از فقر دارد ، شکننده و پر از چاله است ، بنابراین من یاد گرفتم که به جای دیگری نگاه کنم.


منبع: unbox-khabar.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>