[ad_1]

اکتبر 1967

جلد از اکتبر 1967

از مقاله “چگونه دیگر نگران نباشم و یاد گرفتم با بی منطقی زندگی کنم”: به هر شکلی که باشد ، مقاومت در برابر هر تغییری اساساً عملی برای دفاع از خود است. وقتی فرد احساس کند که عواقب تغییر مغایر نیازها و خواسته های او است ، نگران و ترس از آینده خود خواهد بود. … اینکه آیا شرایط چنین جوابی را توجیه می کند بی ربط است. آنچه مهم است نگرش منفی او نسبت به علت نگرانی ها ، ترس ها یا کینه هایش است: تغییر و / یا عاملان آن. چنین فرایندی ارتباط چندانی با عقل ، منطق و تفکر منطقی ندارد. با این وجود ، هرگاه فردی به یک دوره مقاومت روی آورد ، می تواند با یافتن توجیهات مناسب ، کارهای خود را به راحتی برای خود توجیه کند. در طرف دیگر حصار ، هرگونه مقاومت در برابر تغییر ممکن است برای افرادی که مسئول تغییر هستند ، مرموز و ناامیدکننده به نظر برسد.

فوریه 1971

جلد از فوریه 1971

از “اجرای برنامه های تغییرات اجتماعی و فناوری”: برنامه هایی که ما متعهد شده ایم ، مانند برنامه هایی که مبتنی بر مشکلات فقر ، جرم ، خدمات بهداشتی ناکافی یا مسکن ضعیف است ، به وضوح نتوانسته اند تفاوت قابل توجهی ایجاد کنند. … شاید ما فقط ایده های اشتباهی داشته باشیم. ما ممکن است هرگز به اندازه کافی خود را متعهد نشده باشیم. اما یک انتقاد اساسی بیشتر به ما کمک می کند. واقعیت این است که ما به سادگی نمی توانیم برنامه های تغییر اجتماعی گسترده را اجرا کنیم. ما این روند را درک نمی کنیم ، اگرچه افسانه هایی در این باره داریم و عدم توانایی درک آن ، بر تلاش های فعلی ما از نظر ایده های ارزی خوبی مانند آلودگی و کنترل محیط زیست ، درآمد سالانه تضمین شده و تمرکززدایی اداری از برنامه های اجتماعی تأثیر می گذارد.

جولای 1994

جلد جولای 1994

[ad_2]

منبع: unbox-khabar.ir