[ad_1]

آیا می توانید با ارائه تصوری از کشور مدیریت ترافیک فضایی و آگاهی از وضعیت امروز فضا به من بگوئید؟ چگونه می توانید جهان را در حال انجام این کارها در حال حاضر ارزیابی کنید؟

مدیریت ترافیک فضایی یک حوزه بسیار نوظهور است. ما در مراحل اولیه ای هستیم که بحث ها در جامعه بین المللی درباره ایجاد هنجارها و استانداردهای رفتاری است. هدف اصلی مدیریت ترافیک فضایی جلوگیری از برخورد در فضا است. برخوردها ذاتاً رویدادهای زباله ساز هستند که باعث آلودگی خود دامنه می شوند و برای شرکت کنندگان آینده کمتر ایمن هستند. بنابراین این دو مورد است – این برخورد نه تنها به ماهواره ها آسیب می رساند. این برخورد همچنین باعث آسیب طولانی مدت به خود محیط می شود. و ما این را به وضوح در همه ارزیابی ها مشاهده می کنیم [2009] برخورد ایریدیوم و کیهان.

آگاهی از وضعیت فضا چیز دیگری است – در مورد ارائه داده ها است. کشورها و شرکتهای مختلف در سراسر جهان در حال کشف مکانی هستند که این اجسام در مدار قرار دارند و آنچه را که در آنجا وجود دارد به اشتراک می گذارند. برای 50 سال شما واقعاً به اطلاعات زیادی احتیاج ندارید مگر اینکه [the location of debris so it can be avoided]به اما با افزایش روزافزون حوزه مداری با زباله ، این فقط یک س ofال نیست “چگونه از زباله اجتناب کنیم؟” اما اکنون “چگونه با دیگران ارتباط برقرار می کنید؟” [satellite] اپراتورهای آنجا؟ وقتی دو ماهواره مانور وجود دارد که می خواهند همزمان در یک مکان باشند ، شما به این مسئله مدیریت می رسید ، نه اینکه متوجه وضعیت فضا شوید.

به این معنا ، وقتی برخورد بین دو شیء امکان پذیر است ، فرایند کلی جلوگیری از وقوع یک فاجعه چگونه است؟ آیا می توانید برنامه ای سریع ارائه دهید؟

من در شرف یافتن یک مرجع معتبر بودم که از روند تا انتها صحبت می کند. ای کاش می توانستم بگویم ، “به این منبع بروید و به شما نشان می دهد که از لحظه جستجوی دقیق تا زمانی که تصمیم می گیرید ماهواره را مانور دهید یا نه.” اما کمی مات است. عملگرهای مختلف فرایندهای داخلی متفاوتی دارند که مجبور نیستند آنها را به اشتراک بگذارند.

اسکادران هجدهم فرماندهی نیروی فضایی آمریکا دائماً آسمان را زیر نظر دارد و هر هشت ساعت یکبار وضعیت را مورد ارزیابی مجدد قرار می دهد. اگر آنها متوجه شدند که یک رویکرد نزدیک امکان پذیر است ، یک هشدار مشترک به مالک و اپراتور ماهواره ارسال می کنند. سپس به دست اپراتور مالک می رود تا تصمیم بگیرد که با این اطلاعات چه کار کند. و سپس هجدهم به نظارت بر امور ادامه خواهد داد. برآورد مکان چیزی که ممکن است در فضا باشد بسته به جسم ، نحوه شکل گیری آن ، نحوه واکنش آن به جو اطرافش بسیار متفاوت است … اگر اپراتور قصد دارد آن را عمداً حرکت دهد ، این امر مشاهدات را نیز تغییر می دهد.

شما استدلال می کنید که در حالی که به نظر می رسد کنترل ترافیک هوایی به دلایل واضحی شبیه به کنترل تردد فضا است – یعنی این که موضوع جلوگیری از برخورد است – در واقع یک مدل نامناسب است و در واقع قوانین دریایی الگوی بهتری را ارائه می دهد.

کل فضای هوایی بین المللی در جهان به منظور ارائه خدمات کنترل ترافیک هوایی به عنوان یک کشور واحد تعیین شده است. به عنوان مثال ، ایالات متحده 5 میلیون مایل مربع از حریم هوایی داخلی ، اما 24 میلیون مایل مربع از فضای بین المللی را کنترل می کند. آنها تنها نهادی هستند که این خدمات کنترل ترافیک هوایی را در این حریم هوایی تحت ICAO ارائه می دهند [International Civil Aviation Organization]به

کیهان چیزی شبیه آن ندارد. اما دریاهای آزاد نیز چنین چیزی ندارند. دریاهای آزاد مجموعه ای از قوانین و رفتارهای مورد توافق بر هر کشتی است: ایالتی که پرچم کشتی تحت آن به اهتزاز در می آید. هیچ مرجعی در دریای آزاد وجود ندارد که بله یا خیر بگوید ، شما می توانید اینجا کار کنید و نمی توانید اینجا عمل کنید. همه به این منبع مشترک دسترسی دارند و اصول آزادی دریانوردی شامل آزادی ناوبری ، آزادی پرواز ، آزادی گذاشتن کابل از پایین ، آزادی ماهیگیری است. در چارچوب موافقت نامه های دریایی ، آزادی انجام فعالیت های تجاری وجود دارد. این با فضای هوایی ، که در طول تاریخ فقط یک منطقه حمل و نقل بوده است ، متفاوت است.

حوزه مداری فقط برای حمل و نقل نیست [either]به این حوزه ای است که فعالیت تجاری در آن انجام می شود: ارتباطات از راه دور ، نظارت از راه دور و غیره.

البته هدف حقوق دریانوردی نیز جلوگیری از برخورد در دریای آزاد است. مقررات برخورد یا Colregs حکم می کند که در صورت وجود دو کشتی چه اتفاقی می افتد [on course for] برخورد مستقیم: چه کسی اولویت مانور را دارد ، اگر اتفاقی در یک کانال باریک رخ دهد چه باید بکند … این اصول به وضوح بیان شده است. آنها کاربرد بسیار روشنی برای چالش های پیش روی ما در فضا دارند. قرینه های بسیار روشنی وجود دارد. در حالی که ، اگر از مدل هوانوردی استفاده کنیم ، ما واقعاً در تلاش هستیم که سهم مربعی را در یک حفره گرد تحمیل کنیم.

آیا در مورد ایده استفاده از حقوق دریانوردی به عنوان الهام بخش حقوق فضایی عکس العمل یا اختلاف نظر وجود دارد؟ آیا اجماع عمومی در مورد این ایده است؟

من فکر می کنم این روند به این دلیل ، به دلیل [of the fact] این در واقع تنها راه قابل پیش رو است ، اما همیشه بحث وجود دارد. با توجه به ماهیت قلمرو کیهانی ، اینکه شخص یا بدن جداگانه تصمیم بگیرد که ما چه کاری می توانیم انجام دهیم ، یک نتیجه واقعی نیست. ما ترافیک فضایی را مانند ترافیک هوایی انجام نمی دهیم زیرا این فقط موضوع ایمنی نیست. این یک مسئله دیپلماتیک و اقتصادی است.

انتقال کنترل ترافیک فضایی به یک نهاد نظارتی به آسانی 18 اسکادران کنترل فضایی است که این خدمات را به صورت رایگان ارائه می دهد. اما کشورهایی هستند که به این موضوع مشکوک هستند [idea]به و سپس ، البته ، سوال داده های طبقه بندی شده مطرح می شود. بنابراین شما وارد این پیچیدگی های اعتماد می شوید – می دانید ، اگر یک نهاد جهانی قابل اعتماد وجود داشته باشد ، مطمئناً ما می توانیم این کار را انجام دهیم. [But] هیچ کس به همه اعتماد ندارد و اعتماد چیزی است که با گذشت زمان تغییر می کند.

بنابراین راه پیش رو ، ایجاد راهی برای اشتراک گذاری و اعتماد این اطلاعات است. به عنوان مثال ، من روی پروژه ای کار می کنم که در آن از بلاک چین به عنوان وسیله ای برای به اشتراک گذاری اطلاعات معتبر صحبت می کنیم. با توجه به ماهیت بلاک چین ، می توانید تعیین کنید که چه کسی اطلاعات را وارد کرده است و آن را به عنوان مشارکت کننده قانونی تایید می کنید و این اطلاعات توسط شخص ثالث قابل تغییر نیست.

فضا اغلب به عنوان نوع جدیدی از غرب وحشی توصیف می شود – غیرقانونی و غیرقانونی و همه چیز پیش می رود. چگونه می توان چارچوبی برای چیزی مانند مدیریت ترافیک فضایی ایجاد کرد در صورتی که هیچ راه ساده ای برای ایجاد قوانین برای شروع وجود ندارد؟

من می گویم که فضا در واقع غرب وحشی نیست. پیمان فضایی 1967 دولتها را ملزم می کند تا اجسامی را که اجازه پرتاب از کشورهای خود را دارند ، کنترل کنند. بنابراین غیرقابل کنترل نیست ؛ کاملا رایگان نیست ما به سادگی نمی فهمیم که این امر برای تداوم نظارت به چه معناست.

حادثه ایریدیوم-کیهان زنگ خطری بود. این امر فعالیت های زیادی را برانگیخته است ، مانند توسعه فناوری برای خدمات رسانی به مدار برای پرتاب اجرام بزرگ که در فضا باقی مانده اند ، و همچنین توسعه شبکه های حسگر تجاری به طوری که بتوانیم اطلاعات بهتری در مورد وضعیت فضا داشته باشیم.

به نظر من ، کاتالیزور بزرگ بعدی ، ماگوساختارها هستند. بیشتر می بینیم [potential collision] سیگنال های بین دو ماهواره تغییر حالت می دهد ، که اگر مجموعه ای از قوانین را داشته باشیم یک مشکل قابل حل است. این امر فشار زیادی را بر سیستم وارد می کند تا به این توافق ها دست یابد. سرمایه داری یک انگیزه بسیار مثر است. وقتی مردم فرصتهای اقتصادی بیشتری را در مدارهای محبوب می بینند ، متعادل سازی دسترسی به این مدارها نیز محرک می شود.

[ad_2]

منبع: unbox-khabar.ir

ایندکسر