[ad_1]

این ورودی حسی سپس توسط ده ها هزار ستون قشر مغز گرفته می شود که هرکدام تصویری جزئی از جهان دارند. آنها برای ایجاد یک دیدگاه جامع از طریق چیزی مانند سیستم رأی گیری با یکدیگر رقابت می کنند. این ایده هزاران مغز است. در سیستم هوش مصنوعی ، این ممکن است شامل ماشینی باشد که حسگرهای مختلفی را کنترل می کند – بینایی ، لمسی ، راداری و غیره – تا مدل کامل تری از جهان را بدست آورد. با این حال ، معمولاً ستونهای قشر زیادی برای هر حسی مانند بینایی وجود دارد.

سپس یادگیری مداوم وجود دارد ، جایی که شما چیزهای جدید را یاد می گیرید بدون اینکه چیزهای قبلی را فراموش کنید. سیستم های هوش مصنوعی امروزی نمی توانند این کار را انجام دهند. سرانجام ، ما دانش را با استفاده از چارچوب های مرجع ساختار می دهیم ، به این معنی که دانش ما از جهان با دیدگاه ما مرتبط است. اگر انگشتم را به لبه فنجان قهوه ام بلغزانم ، می توانم پیش بینی کنم که لبه آن را احساس خواهم کرد زیرا می دانم دستم نسبت به فنجان کجاست.

آزمایشگاه شما اخیراً از مغز و اعصاب به هوش مصنوعی تغییر یافته است. آیا این با تئوری شما در مورد هزاران مغز جمع آوری شده مطابقت دارد؟

تقریبا. تا دو سال پیش ، اگر وارد مطب ما می شدید ، همه عصب شناسی بود. سپس ما انتقال را انجام دادیم. ما احساس کردیم که به اندازه کافی درباره مغز آموخته ایم تا بتوانیم آن را در AI بکار ببریم.

چه نوع هوش مصنوعی انجام می دهید؟

یکی از اولین چیزهایی که ما به آن نگاه کردیم نادر بودن بود. در هر زمان مشخص ، فقط 2٪ از سلولهای عصبی ما آتش می گیرند. فعالیت کمیاب است ما این ایده را در شبکه های یادگیری عمیق اعمال می کنیم و با شتاب 50 برابر شبکه های موجود نتایج چشمگیری می گیریم. Sparsity همچنین به شما شبکه های قوی تر ، مصرف برق کمتری می دهد. اکنون در حال یادگیری مادام العمر هستیم.

جالب اینجاست که شما جنبش را به عنوان مبنای اطلاعاتی قرار می دهید. آیا این بدان معنی است که هوش مصنوعی به بدن نیاز دارد؟ آیا باید یک ربات باشد؟

در آینده ، من فکر می کنم تفاوت بین هوش مصنوعی و رباتیک از بین می رود. اما در حال حاضر ، من کلمه “تجسم” را ترجیح می دهم زیرا وقتی شما در مورد ربات ها صحبت می کنید ، تصاویر ربات های انسان نما را برانگیخته می کند ، چیزی که من در مورد آن صحبت می کنم نیست. نکته اصلی این است که هوش مصنوعی باید سنسورهایی داشته باشد و بتواند آنها را نسبت به خود و مواردی که مدل می کند جابجا کند. اما شما همچنین می توانید یک هوش مصنوعی مجازی داشته باشید که در اینترنت اجرا می شود.

این ایده کاملا متفاوت از ایده های بسیار مشهور هوش ، مغز مجسم است.

حرکت واقعا جالب است. مغز از همان مکانیزم ها استفاده می کند تا انگشت من را روی یک فنجان قهوه حرکت دهد ، یا چشم های من را حرکت دهد ، یا حتی وقتی که شما به یک مسئله مفهومی فکر می کنید. مغز شما از طریق فریم های مرجع حرکت می کند و حقایقی را که در مکان های مختلف ذخیره کرده است به یاد می آورد.

نکته اصلی این است که هر سیستم هوشمند ، صرف نظر از شکل فیزیکی آن ، یک مدل از جهان را می آموزد ، قسمت های مختلف آن را احساس می کند ، در آن حرکت می کند. این یک پایگاه سنگی است. شما نمی توانید با آن کنار بیایید. چه شبیه یک ربات انسان نما ، یک ربات مار ، یک ماشین ، هواپیما باشد ، یا ، می دانید ، فقط یک کامپیوتر است که پشت میز شما نشسته و در حال مرور اینترنت است ، همه آنها یکسان هستند.

ارتباط بیشتر محققان هوش مصنوعی با این ایده ها چیست؟

بیشتر محققان هوش مصنوعی این ایده را که مغز مهم است را قبول ندارند. منظورم این است ، بله ، مردم چندی پیش شبکه های عصبی را درک کردند و به نوعی از مغز الهام گرفته اند. اما بیشتر افراد سعی در تولید مثل مغز ندارند. فقط آنچه کار می کند مفید است. و شبکه های عصبی امروز به اندازه کافی خوب کار می کنند.

[ad_2]

منبع: unbox-khabar.ir

ایندکسر