[ad_1]

و برای شهرها ، به ویژه شهرهای ایالات متحده ، رقابت با سایر شهرها برای سرمایه گذاری خصوصی ، مسابقه ای را در انتها قرار می دهد که در آن آژانس های دولتی برای به دست آوردن فن آوری های جدید که با سیستم های فنی یا فرایندهایی که قبلاً کارایی خوبی ندارند ، تلاش می کنند ، تلاش می کنند. بسیاری از مردم دیوانگی شهرهای هوشمند را در سال 2010 با احساس اضطراب تجربه کردند: آنها خیلی زیاد به آنها پیوستند زیرا می ترسیدند در نبرد برای طبقه خلاق و اقتصاد نوآورانه جدید رها شوند و معتقد بودند که فن آوری های جدید می توانند راه حل های واقعی ارائه دهند.

همه اینها بدان معناست که از بسیاری جهات این شهر دیگر مصرف کننده اصلی شرکت های شهر هوشمند نیست. بلکه در درجه اول به عنوان جعبه ماسه ای برای نوآوری عمل می کند ، که بخش فناوری از آن برای تولید نمونه اولیه محصولات و انتشار خدمات استفاده می کند. از نظر این صنعت ، شهرها بیشتر مکانهایی هستند که مشتریان آن در آن زندگی می کنند.

لمس سبک تر

در دوره های گذشته ، مشارکت بین شهرها و صنایع باعث ایجاد جاده های جدید ، پل ها ، ساختمان ها ، پارک ها و حتی کل محله ها شده است. این تغییرات ، از حومه های گسترده مانند لویت تاون به سیستم بزرگراهی بین ایالتی از دوران آیزنهاور تا شریان مرکزی بوستون ، انتقادات زیادی را به دنبال داشته است. اما حداقل آنها شامل سرمایه گذاری واقعی در محیط ساخته شده بودند.

با این حال امروز ، شهرهایی مانند تورنتو در برابر طرح های بزرگ شهر هوشمند که تغییراتی در زیرساخت های فیزیکی ایجاد می کنند ، سازمان یافته اند و بسیاری از شرکت های فناوری به پروژه های “سبک تر” روی آورده اند. در میان آنها محبوب ترین سرویس های هوشمند مانند اشتراک مسافرت و برنامه های تحویل غذا است که داده های زیادی را جمع آوری می کند اما شهر فیزیکی را بدون تغییر می گذارد.

یک مشکل واقعی این است که پروژه های شهر هوشمند ، در بسیاری از مظاهر ، به گذشته نگاه نمی کنند تا ببینند چه چیزی باید اصلاح شود ، اقتباس شود ، توسعه یابد یا لغو شود. از نظر عملکردی ، شهرها در لایه هایی از سیستم های بهم پیوسته (و گاهی اوقات بی ارتباط) قرار می گیرند. ایستادن در هر گوشه ای از مرکز شهر به معنای مشاهده زیرساخت های قدیمی و جدید است (علائم راه ، تیرهای روشنایی) که به دلایل مختلف توسط ادارات دولتی و شرکت های خصوصی در زمان های مختلف نصب شده اند. (مقررات نیز بین حوزه های قضایی بسیار متفاوت است: به عنوان مثال ، در ایالات متحده ، مقامات محلی کنترل کاربری زمین را بسیار سازگار کرده اند.) اما بیشتر پروژه های امروزی به گونه ای طراحی نشده اند که با سیستم های شهری موجود سازگار باشند. ایده شهرهای هوشمند ، مانند خود بخش فناوری ، آینده نگرانه است.

مداخلات “سبک” که اکنون رایج شده اند ، از پیچیدگی منظر شهری بالاتر می روند. آنها به سکوهای موجود اعتماد می کنند: جاده های مشابه ، خانه های مشابه ، ماشین های مشابه. این مدل های تجاری به پیشرفت کمی نیاز دارند (و ارائه می دهند) و نیاز شرکت های فناوری برای مذاکره با سیستم های موجود را به حداقل می رسانند. به عنوان مثال Soofa ، تبلیغ می کند که غرفه های هوشمند راه یاب آن فقط با “چهار پیچ و مهره در هر سطح بتن” قابل نصب است. اما این نمایشگرها به سختی با سیستم حمل و نقل موجود در شهر ادغام می شوند و کمتر باعث بهبود آن می شوند.

[ad_2]

منبع: unbox-khabar.ir